معرفی همایش

روزشمار:

روز
ساعت
دقیقه
ثانیه
همایش به پایان رسیده است...

تاریخ های مهم:

پوستر همایش

حامیان و همکاران

صفحه اصلی >

درباره همایش

1-هوش مصنوعی باید از آزمایشگاه به خط تولید برسد؛ مراکز نوآوری در جست‌وجوی نقشه راه صنعت هوشمند

همایش بین‌المللی نقش مراکز نوآوری در توسعه صنعتی کشورها، کاربرد عملیاتی هوش مصنوعی در صنعت را به یکی از محورهای اصلی خود تبدیل کرده است

در سال‌های اخیر، هوش مصنوعی از یک موضوع تخصصی در محافل دانشگاهی و آزمایشگاه‌های تحقیقاتی عبور کرده و به یکی از مهم‌ترین پیشران‌های تحول در اقتصاد و صنعت جهان تبدیل شده است. با این حال، فاصله میان تولید ایده‌های فناورانه و استفاده واقعی از این فناوری در خطوط تولید، زنجیره تأمین، معادن و صنایع مادر همچنان قابل توجه است؛ فاصله‌ای که به باور کارشناسان، مراکز نوآوری می‌توانند در کاهش آن نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کنند.

همایش بین‌المللی نقش مراکز نوآوری در توسعه صنعتی کشورها، در محور ششم خود با تأکید بر فناوری‌های نوظهور و هوش مصنوعی، به دنبال پاسخ به یک پرسش اساسی است: چگونه می‌توان هوش مصنوعی را از سطح شعار و نمایش فناوری به سطح تصمیم‌سازی، افزایش بهره‌وری و حل مسائل واقعی صنعت منتقل کرد؟

در بسیاری از صنایع، داده‌های ارزشمندی در فرآیندهای تولید، نگهداری تجهیزات، کنترل کیفیت، مصرف انرژی و مدیریت منابع تولید می‌شود؛ اما نبود زیرساخت مناسب، پراکندگی داده‌ها و ضعف در ارتباط میان صنعت و شرکت‌های فناور باعث شده است بخش مهمی از این ظرفیت بلااستفاده باقی بماند. مراکز نوآوری می‌توانند با ایجاد ارتباط میان صنایع بزرگ، دانشگاه‌ها، شرکت‌های دانش‌بنیان و تیم‌های تخصصی هوش مصنوعی، زمینه تبدیل این داده‌ها به راهکارهای عملیاتی را فراهم کنند.

یکی از مهم‌ترین کاربردهای هوش مصنوعی در صنعت، نگهداری و تعمیرات پیش‌بینانه است. در این مدل، داده‌های مربوط به ارتعاش، دما، فشار، صدا و عملکرد تجهیزات به‌صورت مستمر تحلیل می‌شود تا احتمال بروز خرابی پیش از توقف خط تولید شناسایی شود. اجرای چنین راهکارهایی می‌تواند زمان توقف تجهیزات را کاهش دهد، هزینه تعمیرات را کنترل کند و عمر مفید ماشین‌آلات را افزایش دهد.

کاربرد دیگر، استفاده از الگوریتم‌های هوشمند برای بهینه‌سازی فرآیند تولید است. این الگوریتم‌ها می‌توانند با بررسی هم‌زمان متغیرهایی مانند میزان مصرف مواد اولیه، انرژی، ظرفیت تجهیزات و کیفیت محصول، بهترین ترکیب عملیاتی را پیشنهاد دهند. در صنایعی مانند فولاد، پتروشیمی، سیمان، خودرو و صنایع غذایی، چنین راهکارهایی می‌توانند تأثیر مستقیمی بر کاهش ضایعات و افزایش بهره‌وری داشته باشند.

در حوزه معدن نیز هوش مصنوعی می‌تواند در اکتشاف، پیش‌بینی عیار، شناسایی ذخایر، کنترل ناوگان حمل‌ونقل و ارتقای ایمنی به کار گرفته شود. با این حال، بهره‌گیری از این فناوری نیازمند شناخت دقیق مسئله و دسترسی به داده‌های قابل اعتماد است. به همین دلیل، نقش مراکز نوآوری صرفاً ارائه یک فناوری جدید نیست؛ بلکه این مراکز باید به‌عنوان واسط میان مسئله صنعتی و راه‌حل فناورانه عمل کنند.

در چارچوب این همایش، از پژوهشگران، مدیران صنعتی، شرکت‌های دانش‌بنیان و فعالان حوزه هوش مصنوعی دعوت شده است تجربه‌ها و مطالعات خود را در زمینه کاربرد فناوری‌های نوظهور در توسعه صنعتی ارائه کنند. موضوعاتی مانند اینترنت اشیا صنعتی، کلان‌داده، دوقلوهای دیجیتال، رباتیک، اتوماسیون هوشمند، امنیت داده و حکمرانی هوش مصنوعی می‌تواند در این بخش مورد توجه قرار گیرد.

پیام اصلی این محور روشن است: آینده صنعت تنها با خرید تجهیزات پیشرفته ساخته نمی‌شود؛ بلکه به اکوسیستمی نیاز دارد که مسئله را شناسایی، فناوری را بومی‌سازی و راه‌حل را در مقیاس صنعتی اجرا کند. اکنون باید دید مراکز نوآوری چگونه می‌توانند این نقش را بر عهده بگیرند.

2-تجربه‌هایی که نباید فراموش شوند؛ فراخوان همایش برای ثبت شکست‌ها و موفقیت‌های مراکز نوآوری ایران

تجربه‌نگاری ملی به‌عنوان یکی از محورهای مهم همایش، فرصتی برای تبدیل آموخته‌های پراکنده به دانش قابل استفاده در توسعه صنعتی است

در مسیر توسعه مراکز نوآوری در ایران، نمونه‌های متعددی از موفقیت، توقف، تغییر مسیر و شکست شکل گرفته است؛ تجربه‌هایی که بخشی از آن‌ها در گزارش‌های رسمی ثبت شده، اما بخش قابل توجهی همچنان در ذهن مدیران، کارشناسان، بنیان‌گذاران استارتاپ‌ها و فعالان زیست‌بوم فناوری باقی مانده است. نبود مستندسازی نظام‌مند باعث شده بسیاری از تجربه‌ها به نسل بعد منتقل نشود و برخی خطاها در پروژه‌های جدید دوباره تکرار شود.

همایش بین‌المللی نقش مراکز نوآوری در توسعه صنعتی کشورها، در محور سوم خود بر تجربه‌نگاری مراکز نوآوری ایران تمرکز کرده است؛ محوری که قرار است فراتر از ارائه گزارش‌های تبلیغاتی، به بررسی واقعی فرآیندها، تصمیم‌ها، چالش‌ها و نتایج به‌دست‌آمده بپردازد.

در ادبیات مدیریتی، تجربه‌نگاری صرفاً روایت یک موفقیت نیست. یک تجربه‌نگاری معتبر باید نشان دهد مسئله چه بوده، چه تصمیم‌هایی اتخاذ شده، چه منابعی در اختیار قرار داشته، چه موانعی ایجاد شده و در نهایت، چه عواملی به موفقیت یا ناکامی پروژه منجر شده است. به همین دلیل، حتی یک پروژه ناموفق نیز می‌تواند برای سیاست‌گذاران و مدیران آینده ارزش علمی و اجرایی داشته باشد.

یکی از مشکلات رایج در گزارش‌های مربوط به مراکز نوآوری، تمرکز بیش از اندازه بر تعداد رویدادها، جلسات و طرح‌های پذیرفته‌شده است؛ در حالی که شاخص‌های مهم‌تری مانند میزان تجاری‌سازی، تعداد همکاری‌های پایدار با صنعت، نرخ بقای استارتاپ‌ها، ایجاد اشتغال تخصصی، جذب سرمایه و ورود محصولات به بازار باید مورد توجه قرار گیرد.

تجربه‌نگاری می‌تواند به پرسش‌هایی پاسخ دهد که معمولاً در گزارش‌های رسمی کمتر دیده می‌شوند. چرا برخی مراکز نوآوری توانسته‌اند با صنایع بزرگ همکاری بلندمدت ایجاد کنند، اما برخی دیگر در مرحله برگزاری رویداد باقی مانده‌اند؟ چه عواملی باعث شده یک تیم فناور از مرحله نمونه اولیه عبور کند و وارد زنجیره تأمین صنعتی شود؟ چرا برخی طرح‌های نوآورانه با وجود برخورداری از پشتوانه علمی، در بازار شکست خورده‌اند؟

در این محور، تجربه مراکز نوآوری دانشگاهی، پارک‌های علم و فناوری، مراکز تحقیق و توسعه صنایع، شتاب‌دهنده‌های تخصصی و مجموعه‌های نوآوری سازمانی می‌تواند مورد بررسی قرار گیرد. همچنین تجربه همکاری میان شرکت‌های دانش‌بنیان و صنایع بزرگ در حوزه‌هایی مانند معدن، فولاد، انرژی، خودرو، کشاورزی، دارو و فناوری اطلاعات، ظرفیت بالایی برای ارائه در این بخش دارد.

از نگاه دبیرخانه همایش، هدف از این محور ایجاد فضایی برای یادگیری سازمانی و سیاست‌گذاری مبتنی بر شواهد است. توسعه صنعتی با تکرار شعارها پیش نمی‌رود؛ بلکه نیازمند شناخت دقیق مسیرهایی است که پیش‌تر طی شده‌اند. ثبت تجربه‌های موفق، شناسایی خطاهای مدیریتی و تحلیل تصمیم‌های کلیدی می‌تواند به طراحی مدل‌های بومی و واقع‌بینانه برای نسل آینده مراکز نوآوری کمک کند.

پژوهشگران و مدیران علاقه‌مند می‌توانند تجربه‌های خود را در قالب مقاله، گزارش تحلیلی، مطالعه موردی یا روایت مدیریتی ارائه کنند. آنچه اهمیت دارد، اصالت تجربه، مستند بودن اطلاعات و توانایی آن در ارائه درس‌آموخته‌های قابل استفاده برای دیگر سازمان‌هاست.

این همایش از فعالان زیست‌بوم نوآوری دعوت می‌کند تا فقط از موفقیت‌ها سخن نگویند؛ گاهی صادقانه‌ترین روایت‌ها از مسیرهایی می‌آیند که به نتیجه نرسیده‌اند.

3-معدن و صنعت در انتظار راه‌حل‌های تازه؛ مراکز نوآوری چگونه می‌توانند زنجیره ارزش را متحول کنند؟

از اکتشاف هوشمند تا کاهش خام‌فروشی؛ نقش مراکز نوآوری در توسعه صنعت، معدن و تجارت بررسی می‌شود

صنعت، معدن و تجارت در بسیاری از کشورها ستون‌های اصلی رشد اقتصادی و ایجاد اشتغال به شمار می‌روند؛ اما این بخش‌ها با چالش‌هایی روبه‌رو هستند که با روش‌های سنتی به‌سادگی حل نمی‌شوند. کاهش بهره‌وری، مصرف بالای انرژی، فرسودگی تجهیزات، محدودیت منابع، نوسانات بازار، ضعف در زنجیره تأمین و فاصله میان تولید مواد خام و محصولات با ارزش افزوده، تنها بخشی از این چالش‌هاست.

همایش بین‌المللی نقش مراکز نوآوری در توسعه صنعتی کشورها، در محور چهارم خود به بررسی جایگاه مراکز نوآوری در توسعه بخش صنعت، معدن و تجارت می‌پردازد؛ محوری که هدف آن شناسایی سازوکارهای عملی برای پیوند دادن ظرفیت‌های فناورانه با نیازهای واقعی صنایع است.

در ساختار سنتی، ارتباط میان صنعت و دانشگاه اغلب به قراردادهای محدود پژوهشی یا پروژه‌های کوتاه‌مدت خلاصه می‌شود. در چنین شرایطی، بسیاری از ایده‌های دانشگاهی به مرحله تجاری‌سازی نمی‌رسند و صنایع نیز برای حل مسائل خود ناچار به استفاده از راهکارهای آماده و گاه پرهزینه می‌شوند. مراکز نوآوری می‌توانند با طراحی فرآیندهای مسئله‌محور، این ارتباط را از حالت مقطعی خارج و به همکاری مستمر تبدیل کنند.

در بخش معدن، فرصت‌های گسترده‌ای برای ورود فناوری وجود دارد. استفاده از هوش مصنوعی در تحلیل داده‌های زمین‌شناسی، بهره‌گیری از پهپادها و تصاویر ماهواره‌ای، پایش هوشمند معادن، مدیریت مصرف آب، کنترل ایمنی و بهینه‌سازی حمل‌ونقل معدنی، از جمله زمینه‌هایی است که شرکت‌های دانش‌بنیان می‌توانند در آن نقش ایفا کنند.

در صنایع مادر نیز مسئله تنها افزایش ظرفیت تولید نیست. کاهش مصرف انرژی، مدیریت آلاینده‌ها، کاهش ضایعات، ارتقای کیفیت، افزایش انعطاف‌پذیری خطوط تولید و ایجاد امکان تولید محصولات سفارشی، نیازمند استفاده از فناوری‌های نوین و مدل‌های جدید مدیریت نوآوری است.

یکی از موضوعات مهم این محور، توجه به زنجیره ارزش است. نوآوری نباید صرفاً به استخراج ماده اولیه یا تولید محصول نهایی محدود شود؛ بلکه باید تمامی حلقه‌های زنجیره، از اکتشاف و تأمین مواد اولیه تا طراحی، تولید، توزیع، بازاریابی و خدمات پس از فروش را دربرگیرد. در چنین رویکردی، مراکز نوآوری می‌توانند فرصت‌های فناورانه را در هر مرحله شناسایی و تیم‌های تخصصی را برای حل آن‌ها فعال کنند.

تجارت نیز از پیامدهای این تحول بی‌نصیب نخواهد بود. تحلیل داده‌های بازار، پیش‌بینی تقاضا، ردیابی کالا، هوشمندسازی لجستیک، استانداردسازی محصولات و دسترسی به بازارهای بین‌المللی، از جمله موضوعاتی است که می‌تواند در پیوند میان نوآوری و تجارت مورد بررسی قرار گیرد.

این محور از همایش، مخاطبان متنوعی را به خود دعوت می‌کند؛ از مدیران صنایع و معادن گرفته تا پژوهشگران، شرکت‌های دانش‌بنیان، متخصصان زنجیره تأمین و سیاست‌گذاران حوزه توسعه صنعتی. مقالات و مطالعاتی که بتوانند یک مسئله واقعی را شناسایی و برای آن راهکار اجرایی ارائه کنند، می‌توانند به غنای این بخش کمک کنند.

پرسش محوری این است: آیا مراکز نوآوری می‌توانند از یک فضای حمایتی برای استارتاپ‌ها به موتور حل مسائل صنعت و معدن تبدیل شوند؟ پاسخ این پرسش، در تجربه‌ها، پژوهش‌ها و راهکارهایی شکل خواهد گرفت که در این همایش ارائه می‌شوند.

4-از سیلیکون‌ولی تا شنژن؛ چرا نسخه‌برداری از مدل‌های جهانی برای توسعه مراکز نوآوری کافی نیست؟

محور بین‌المللی همایش بر تحلیل تطبیقی، شناسایی عوامل موفقیت و بومی‌سازی تجربه‌های جهانی تمرکز دارد

در سال‌های اخیر، نام‌هایی مانند سیلیکون‌ولی، شنژن، کمبریج، مونیخ و سنگاپور به نمادهای موفق توسعه فناوری و نوآوری تبدیل شده‌اند. بسیاری از کشورها در تلاش هستند با الگوبرداری از این نمونه‌ها، مراکز نوآوری و مناطق فناوری خود را توسعه دهند؛ اما تجربه نشان داده است که انتقال یک مدل از کشوری به کشور دیگر، بدون توجه به ساختار اقتصادی، فرهنگی، نهادی و صنعتی مقصد، الزاماً به نتیجه مطلوب منجر نمی‌شود.

همایش بین‌المللی نقش مراکز نوآوری در توسعه صنعتی کشورها، در محور دوم خود با عنوان بهینه‌کاوی تجارب جهانی در توسعه مراکز نوآوری، به دنبال بررسی عمیق‌تر این موضوع است. هدف، معرفی چند نمونه مشهور یا تکرار ادبیات رایج درباره اکوسیستم‌های موفق نیست؛ بلکه مسئله اصلی، شناسایی سازوکارهایی است که این مراکز را به نهادهای اثرگذار در توسعه صنعتی تبدیل کرده‌اند.

یک مرکز نوآوری موفق تنها به ساختمان، فضای کار اشتراکی یا برگزاری رویداد وابسته نیست. کیفیت حکمرانی، مدل تأمین مالی، ارتباط با دانشگاه، دسترسی به بازار، حضور سرمایه‌گذاران، تعامل با صنایع بزرگ و سیاست‌های حمایتی دولت، مجموعه‌ای از عوامل هستند که در کنار یکدیگر عملکرد یک اکوسیستم نوآوری را تعیین می‌کنند.

در برخی کشورها، مراکز نوآوری بر فناوری‌های عمیق و پژوهش‌های پیشرفته تمرکز دارند؛ در برخی دیگر، هدف اصلی آن‌ها حل مسائل صنایع موجود و ارتقای بهره‌وری بنگاه‌هاست. برخی مراکز نیز در حوزه کارآفرینی اجتماعی، توسعه منطقه‌ای یا ایجاد اشتغال تخصصی فعالیت می‌کنند. بنابراین، ارزیابی عملکرد یک مرکز نوآوری باید با توجه به مأموریت، زمینه فعالیت و نیازهای محیط پیرامون آن انجام شود.

مطالعات تطبیقی می‌توانند به سیاست‌گذاران کمک کنند تا میان «الگوی قابل انتقال» و «ویژگی غیرقابل تقلید» تمایز قائل شوند. برای مثال، ممکن است یک کشور بتواند سازوکار ارتباط دانشگاه و صنعت را از یک تجربه جهانی بیاموزد، اما نتواند همان مدل سرمایه‌گذاری یا ساختار مالکیت را عیناً اجرا کند. در این شرایط، بومی‌سازی به معنای تغییر هوشمندانه الگو بر اساس ظرفیت‌های داخلی است.

یکی از موضوعات مهم در بررسی تجارب جهانی، توجه به نقش دولت است. دولت‌ها در برخی اکوسیستم‌ها نقش سرمایه‌گذار اولیه و تنظیم‌گر را بر عهده دارند و در برخی دیگر، بیشتر بر ایجاد زیرساخت، تضمین تقاضا و رفع موانع تمرکز می‌کنند. تحلیل این نقش‌ها می‌تواند به طراحی سیاست‌های مؤثرتر برای توسعه مراکز نوآوری کمک کند.

همچنین بررسی شاخص‌های ارزیابی مراکز نوآوری اهمیت ویژه‌ای دارد. تعداد شرکت‌های مستقر یا تعداد رویدادهای برگزارشده، به‌تنهایی معیار مناسبی برای سنجش موفقیت نیست. میزان جذب سرمایه، ایجاد محصول جدید، ورود به بازارهای بین‌المللی، همکاری با صنایع، ایجاد مالکیت فکری و اثرگذاری منطقه‌ای، شاخص‌هایی هستند که تصویری دقیق‌تر ارائه می‌کنند.

دبیرخانه همایش از پژوهشگران دعوت کرده است مطالعات تطبیقی خود را با تمرکز بر تجربه کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه ارائه کنند. بررسی تجربه‌های آسیایی، اروپایی، آمریکای شمالی و کشورهای منطقه می‌تواند به ترسیم تصویری متنوع از مدل‌های توسعه مراکز نوآوری منجر شود.

پرسش نهایی این محور ساده اما تعیین‌کننده است: کدام بخش از تجربه‌های جهانی باید آموخته شود، کدام بخش باید تغییر کند و کدام بخش اساساً برای شرایط ایران مناسب نیست؟

5-عبور از «دره مرگ»؛ چرا بسیاری از شرکت‌های دانش‌بنیان در مسیر ورود به صنعت متوقف می‌شوند؟

همایش بین‌المللی نقش مراکز نوآوری در توسعه صنعتی کشورها، نقش این مراکز را در رشد، تأمین مالی و مقیاس‌پذیری شرکت‌های دانش‌بنیان بررسی می‌کند

بسیاری از شرکت‌های دانش‌بنیان مسیر خود را با یک ایده علمی، محصول فناورانه یا نمونه اولیه آغاز می‌کنند؛ اما همه آن‌ها نمی‌توانند به بازار پایدار برسند. فاصله میان ساخت نمونه اولیه و تولید انبوه، در ادبیات کسب‌وکار به «دره مرگ» شناخته می‌شود؛ مرحله‌ای که در آن شرکت با کمبود سرمایه، نبود مشتری صنعتی، ضعف در بازاریابی، دشواری دریافت مجوزها و ناتوانی در مقیاس‌پذیری مواجه می‌شود.

محور پنجم همایش بین‌المللی نقش مراکز نوآوری در توسعه صنعتی کشورها به همین مسئله اختصاص دارد: نقش مراکز نوآوری در ارتقای توانمندی شرکت‌های دانش‌بنیان.

شرکت دانش‌بنیان برای رشد، تنها به دانش فنی نیاز ندارد. شناخت بازار، مدل کسب‌وکار، مدیریت مالی، مذاکره با مشتریان سازمانی، استانداردسازی، کنترل کیفیت، مالکیت فکری و توانایی تولید پایدار، عواملی هستند که موفقیت یک محصول را در بازار تعیین می‌کنند. بسیاری از تیم‌های فناور در مرحله تحقیق و توسعه توانمند هستند، اما در بخش تجاری‌سازی و توسعه بازار با چالش مواجه می‌شوند.

مراکز نوآوری می‌توانند در این مرحله نقش یک نهاد تسهیل‌گر را ایفا کنند. این مراکز، در صورت برخورداری از ساختار مناسب، می‌توانند نیازهای صنایع را به مسئله‌های فناورانه تبدیل کرده، شرکت‌های مناسب را شناسایی کنند و زمینه اجرای پروژه‌های آزمایشی را فراهم آورند. چنین فرآیندی به شرکت دانش‌بنیان کمک می‌کند تا محصول خود را در شرایط واقعی آزمایش و پیش از ورود گسترده به بازار، نقاط ضعف آن را اصلاح کند.

تأمین مالی نیز یکی از مهم‌ترین موضوعات این محور است. شرکت‌های دانش‌بنیان در مراحل مختلف رشد، به منابع مالی متفاوتی نیاز دارند. سرمایه اولیه برای توسعه فناوری، سرمایه خطرپذیر برای رشد، تسهیلات برای تولید و منابع مالی برای ورود به بازار، هرکدام باید متناسب با مرحله بلوغ شرکت تأمین شوند. نبود مدل‌های مالی متنوع می‌تواند باعث شود شرکت‌ها یا پیش از رسیدن به بازار متوقف شوند یا برای ادامه فعالیت، از مسیر اصلی نوآوری فاصله بگیرند.

از سوی دیگر، بازار صنعتی معمولاً با بازار مصرفی تفاوت دارد. تصمیم خرید در صنایع بزرگ پیچیده، زمان‌بر و وابسته به استانداردها، آزمون‌های فنی و اعتماد سازمانی است. شرکت‌های کوچک برای ورود به این بازار به شبکه ارتباطی، مشاوره تخصصی و حمایت حقوقی نیاز دارند. مراکز نوآوری می‌توانند با ایجاد ارتباط میان شرکت‌های دانش‌بنیان و صنایع بزرگ، این مسیر را کوتاه‌تر و کم‌هزینه‌تر کنند.

در این محور، موضوعاتی مانند مدل‌های شتاب‌دهی تخصصی، توسعه محصول صنعتی، سرمایه‌گذاری خطرپذیر، خرید تضمینی فناوری، نوآوری باز، ایجاد کنسرسیوم‌های فناورانه، صادرات محصولات دانش‌بنیان و توسعه بازارهای بین‌المللی قابل بررسی است.

همایش از شرکت‌های دانش‌بنیان، سرمایه‌گذاران، مدیران صنایع، شتاب‌دهنده‌ها و پژوهشگران دعوت می‌کند تجربه‌ها و مدل‌های پیشنهادی خود را ارائه کنند. هدف، حرکت از حمایت‌های پراکنده و کوتاه‌مدت به سمت ساختن یک مسیر منسجم برای رشد شرکت‌هاست.

در نهایت، پرسش این محور آن است که چگونه می‌توان ایده‌های فناورانه را به محصولات رقابت‌پذیر، شرکت‌های پایدار و راه‌حل‌های واقعی برای صنعت تبدیل کرد؟

6-مرکز نوآوری دیگر فقط یک ساختمان نیست؛ نسل جدید مراکز نوآوری در حال بازتعریف رابطه دولت، دانشگاه و صنعت است

محور نخست همایش، روند تحول مراکز نوآوری و تغییر مأموریت آن‌ها در اقتصاد صنعتی را بررسی می‌کند

در نخستین سال‌های شکل‌گیری مراکز نوآوری، تمرکز اصلی بر فراهم کردن فضای کاری، ارائه مشاوره و حمایت اولیه از تیم‌های نوپا بود. این مراکز بیشتر به‌عنوان محیطی برای گردهمایی کارآفرینان، برگزاری رویداد و توسعه ایده شناخته می‌شدند؛ اما پیچیده‌تر شدن مسائل صنعتی و افزایش سرعت تحولات فناورانه، مأموریت این مراکز را تغییر داده است.

امروز، مرکز نوآوری دیگر صرفاً یک ساختمان مجهز یا مجموعه‌ای از دفاتر کاری نیست. مراکز نوآوری نسل جدید باید بتوانند میان دولت، دانشگاه، صنعت، سرمایه‌گذار و جامعه کارآفرینی ارتباط برقرار کنند و برای مسائل پیچیده، راه‌حل‌های مشترک طراحی کنند. همین تغییر مأموریت، محور نخست همایش بین‌المللی نقش مراکز نوآوری در توسعه صنعتی کشورها را به خود اختصاص داده است.

مراکز نوآوری در مسیر تحول خود، از مدل‌های ساده حمایت از ایده به سمت مدل‌های تخصصی‌تر حرکت کرده‌اند. برخی از آن‌ها بر یک صنعت مشخص مانند معدن، سلامت، انرژی یا کشاورزی تمرکز دارند و برخی دیگر به‌صورت مسئله‌محور فعالیت می‌کنند. در مدل مسئله‌محور، مرکز نوآوری ابتدا نیاز یا چالش یک سازمان را شناسایی می‌کند و سپس با کمک شبکه‌ای از متخصصان و شرکت‌های فناور، راهکارهای ممکن را توسعه می‌دهد.

این تغییر، نیازمند اصلاح ساختار مدیریتی و شاخص‌های ارزیابی است. اگر عملکرد یک مرکز نوآوری تنها بر اساس تعداد تیم‌های پذیرش‌شده یا تعداد رویدادهای برگزارشده سنجیده شود، بخش مهمی از مأموریت آن نادیده گرفته خواهد شد. شاخص‌هایی مانند تعداد فناوری‌های واردشده به صنعت، میزان حل مسائل سازمانی، ایجاد همکاری‌های بین‌المللی، جذب سرمایه و توسعه بازار باید در ارزیابی نسل جدید این مراکز مورد توجه قرار گیرد.

یکی از موضوعات مهم، مدل حکمرانی مراکز نوآوری است. این مراکز باید از یک سو با سیاست‌های ملی توسعه علم و فناوری هماهنگ باشند و از سوی دیگر، انعطاف کافی برای پاسخ به نیازهای متغیر صنعت داشته باشند. تمرکز بیش از حد اداری می‌تواند سرعت تصمیم‌گیری را کاهش دهد و وابستگی کامل به منابع دولتی نیز ممکن است پایداری مالی آن‌ها را تهدید کند.

نسل جدید مراکز نوآوری همچنین باید به زیرساخت‌های آزمایشگاهی، پایلوت صنعتی، داده‌های تخصصی، شبکه سرمایه‌گذاران و بازارهای بین‌المللی دسترسی داشته باشد. بدون این زیرساخت‌ها، بسیاری از تیم‌ها در مرحله ایده یا نمونه اولیه باقی می‌مانند و امکان آزمودن محصول خود در شرایط واقعی را پیدا نمی‌کنند.

در این محور، موضوعاتی مانند نسل‌های مختلف مراکز نوآوری، مدل‌های حکمرانی، شاخص‌های ارزیابی عملکرد، طراحی خدمات نوآوری، رابطه مراکز نوآوری با دانشگاه و صنعت، مدل‌های درآمدی و نقش این مراکز در توسعه منطقه‌ای بررسی خواهد شد.

از نگاه برگزارکنندگان، آینده توسعه صنعتی به نهادهایی نیاز دارد که بتوانند زبان دانشگاه، صنعت، دولت و بازار را به یکدیگر نزدیک کنند. مرکز نوآوری موفق، نه‌تنها محل استقرار تیم‌های فناور، بلکه سازوکار هماهنگ‌کننده زنجیره ارزش نوآوری است.

اکنون این پرسش در برابر سیاست‌گذاران و مدیران قرار دارد: آیا مراکز نوآوری کشور آماده عبور از نقش سنتی خود و ورود به مرحله حل مسائل بزرگ صنعتی هستند؟

اهداف برگزاری همایش:

  • تبادل دانش و تجربیات: ایجاد فرصتی برای پژوهشگران، مدیران و کارشناسان جهت به اشتراک‌گذاری یافته‌ها و تجربیات خود در زمینه تأسیس، مدیریت و توسعه مراکز نوآوری و تأثیر آن‌ها بر صنایع.
  • تقویت شبکه‌های همکاری: کمک به برقراری ارتباط میان مراکز نوآوری، صنایع، دانشگاه‌ها و نهادهای سیاست‌گذار برای ایجاد پروژه‌های مشترک و همکاری‌های علمی-صنعتی.
  • شناسایی چالش‌ها و راهکارها: بررسی چالش‌های موجود در مسیر توسعه مراکز نوآوری و صنایع، و پیشنهاد راهکارهای نوآورانه و عملیاتی.
  • ترسیم مسیر آینده نوآوری و صنعت: تعیین روندها و اولویت‌های پژوهشی و سیاست‌گذاری در حوزه مراکز نوآوری و توسعه صنعتی.
  • ترویج اهمیت مراکز نوآوری: افزایش آگاهی عمومی و تخصصی در مورد نقش حیاتی مراکز نوآوری در رشد اقتصادی، ایجاد اشتغال و افزایش رقابت‌پذیری صنایع.

اجزای اصلی همایش:

  • سخنرانی‌های کلیدی: توسط متخصصان برجسته در حوزه نوآوری و توسعه صنعتی.
  • ارائه‌های شفاهی: ارائه مقالات و پژوهش‌ها توسط شرکت‌کنندگان به صورت شفاهی و تعاملی.
  • پوسترهای علمی: نمایش نتایج پژوهش‌ها به صورت بصری و خلاصه.
  • کارگاه‌های آموزشی: برگزاری جلسات آموزشی با هدف ارتقای مهارت‌ها و آشنایی با رویکردهای نوین در مدیریت و توسعه مراکز نوآوری.
  • نمایشگاه (اختیاری): نمایش آخرین دستاوردها، محصولات و خدمات مرتبط با مراکز نوآوری و صنایع. (این بخش را می‌توانید بر اساس امکانات خودتان اضافه یا حذف کنید)

انواع رویکردها در این حوزه:

در این همایش، به رویکردهای مختلفی پرداخته خواهد شد، از جمله:

  • رویکردهای بین‌المللی: بررسی تجارب موفق جهانی در زمینه مراکز نوآوری و توسعه صنعتی.
  • رویکردهای ملی: تمرکز بر چالش‌ها و فرصت‌های بومی در توسعه مراکز نوآوری و صنایع داخلی.
  • رویکردهای تخصصی: بحث و بررسی عمیق موضوعات خاص مانند نوآوری در صنایع پیشرفته، دیجیتال‌سازی و …
  • رویکردهای چندرشته‌ای: بررسی نقاط اتصال میان حوزه‌های مختلف علوم، فناوری، اقتصاد و صنعت در رابطه با مراکز نوآوری.

اهمیت برند و هویت بصری همایش:

لوگو و هویت بصری همایش نقش کلیدی در شناسایی، ماندگاری و انتقال پیام آن ایفا می‌کنند. طراحی هویت بصری همایش باید:

  • نشان‌دهنده موضوع همایش (نوآوری و توسعه صنعتی) باشد و پیام آن را به صورت بصری منتقل کند.
  • طراحی ساده، جذاب و قابل درک داشته باشد.
  • در اندازه‌ها و قالب‌های مختلف (وب‌سایت، پوستر، مدارک و …) کاربردپذیر باشد.

این همایش فرصتی بی‌نظیر برای توسعه دانش، ایجاد نوآوری و تقویت همکاری‌های علمی و صنعتی در حوزه مراکز نوآوری است.

به اشتراک بگذارید

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.